ابراهيم عاملي ( موثق )
385
تفسير عاملي ( فارسي )
سياه دور ماه را گرفت ، خورشيد در . بالا تا پائين چاك زده شد و شكاف . وسط روز تاريك شد ، از آسمان آتش . خورد ، از ساعت شش تا ساعت نه . و خاكستر باريدن گرفت و شياطين در . آفتاب تاريك شد و قبور مؤمنين شكافته . زمين مشغول افساد و خرابكارى شدند . شده آنها برخاستند و از گور خود و مردم صبح و شام ميديدند كه ارواح درآمدند . در وسط هوا با يكديگر ميجنگند ، و اين حوادث در همه جا ديده ميشد . كريشنا مسيح پهلوى كريشنا را با اسلحه شكافتند . پهلوى مسيح را با اسلحه شكافتند . كريشنا بردار بود و با آن ماهيگير كه مسيح با يكى از آن دو نفر دزد كه در به او تير زد گفت : برو تا آسمان جايگاه پهلوى او بر دار بودند گفت : باور خدا و رحمت من تو را همه جا همراه بدار كه تو امروز با من در بهشت خواهد بود . خواهى بود . اوّلين نمايشى كه كريشنا از خود نمو - اوّل علامت عجيب كه مسيح نمايش دار كرد شفاى پيس بود . داد شفاى پيس بود . بودا مسيح چون بودا متولَّد شد دانشمندان او حكما مسيح را زيارت كردند و راز را شناختند و اسرار لاهوت و عالم لاهوتى او را دريافتند ، و هنوز روز تمام معنوى او را دريافتند ، و هنوز يك روز بر او نگذشته بود ، همه او را خداى از ولادت او نگذشته بود كه مردم او را خدايان ناميدند . مبارك دانستند و گفتند : او خداى خدايان است . بودا در طفوليت بمادرش « مايا » گفت هنوز مسيح بچه بود كه بمادرش گفت من عظيمترين مردم هستم . من پسر خدا هستم . سخن ما : همان ترجمه و نقل از ديگران است .